پیشت نوشت دوم. صلح اول!
بسم الله الرحمن الرحیم
اوه! چه فاصله ای افتاد... به میمنت و مبارکی قرار بود این پست دقیقا پشت قبلی نوشته شود! به این می گویند "بی خیال زمانیسم!"
کجا بودیم؟پیش نوشت ! پیش نوشت دوم و بحث این:
با قوانین آنجا .. خواهی نخواهی اینجا می مانی کانهو... بلانسبت آن جانور بی گناه
این مجاز آباد ناکجا آباد ترفندیاتی می خواهد که هنوز نوشته نشده،شنیده گفته و دیده هم ایضا لا موجود!... خودت بیاب!... چیزهایی دارد که چیزت می کنند!
در همین چهار دیواری وبلاگ نام اگر بگردی تا دلت بخواهد از آن چیز ها می یابی! همین یک نیمچه سانت عبارت نظر و بعدش تالار کامنت دانی را خدایت به خیرت گرداند!...
به شدت دلم می خواد هر وبلاگی به دستم میرسد این نیمچه اش را بردارم
اما اینجا و فی الحال حسیات آنتی کامنتیستی ام را به سختی کنترل می کنم!
اخم نکن عزیز جان! وقت باید بگذاری و مثل من بگذرد وقتت تا بدانی اصل حرفم چه هست و چه دارد! و این چیز چیز که می گویم چیست!... معمولا کسانی که وقت نگذاشته بودند یا طور دیگر وقتشان گذشته بود نفهمیدند چه گفتیم و داد و بیداد نثار ما فرمودند که یحتمل اگر بودیم ور دستشان ورمان می آوردند! (ور اوردن را ترجمه کنید مشت و مال دادن!)
علی الحساب که دیدی و شنیدی عقیده ی سوم شخص را ، آنچه را بعدها خواهد گذشت از الان اگر خواستی بگذار به حساب بی تجربگی ما! ... جوانی ما ... خامی ما ... و عدم توانایی فی الارتباطات العمومیات ما! ... و دلگیر مگرد!
عرض اتمامیات نمودم که فردای بعد دلگیر نمانی و عفو نمایی!
طبق معیارهای آشنای این جمع ، بلاگر نیکو و موفقی نخواهد بود سوم شخص! انتظاری از او نداشته باشی دلبند.

|
+| نوشته شده توسط سوم شخص در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 ساعت 19:53
|